شهرستان زاهدان به علت موقعیت ممتاز جغرافیایی و قرار گرفتن بر سر
شاهراههای پاکستان ، هند ، افغانستان ، و استانهای کرمان ، هرمزگان و دیگر
شهرهای بلوچستان و همچنین وجود فرودگاه بین المللی و راه آهن و داشتن مراکز
آموزش عالی از قبیل دانشگاه سیستان و بلوچستان ، دانشگاه تربیت معلم دختران
و پسران ، دانشگاه آزاد اسلامی ، دانشگاه پیام نور ، دانشکده پزشکی ، مدرسه
عالی بهداشت ، دانشسرای عالی ، انستیتو تکنولوژی ، دانشگاه علمی و کاربردی
و دهها دانشکده بزرگ و کوچک دیگر به عنوان مرکز استان شناخته شده است و
یکی از 10 کلان شهر جمهوری اسلامی ایران است و مهمترین شهر استان به شمار می رود .
بیشتر مردم شهر زاهدان از ایل بلوچ ، مخصوصا طوایف«ریگی» ، «نارویی» ، «شه
بخش» ، «براهویی» و «گرگیچ» هستند ، اما عده ای از مردم زابل ، بیرجند ،بم و
کرمان نیز در این شهرستان به سر می برند . مردم این شهرستان از نژاد آریایی ها
هستند و به زبان فارسی با گویش بلوچی سرحدی سخن می گویند .
قالی بافی ، سوزن دوزی و حصیر بافی مهمترین صنایع دستی این منطقه به شمار
می آیند . قالی های این شهرستان که با طرح بلوچ و دارای نقش های مودخانی گل
دار و گل میان هستند ؛ بعد از خرما دومین محصول صادراتی زاهدان به شمار می
رود . گلیم و جاجیم نیز در این منطقه با طرح بلوچ بافته می شوند . سوزن دوزی از
صنایع رایج منطقه محسوب می شود و هر زن بلوچ دست کم یک بار سوزن دوزی می
کند و این هنر از مادران به دختران به ارث میرسد . از مهمترین فراورده های سوزن
دوزی در زاهدان می توان به دوخت لباسهای بلوچی ، دستمال سفره و آباژور که
مورد مصرف مردم زاهدان و مناطق مجاور هستند یاد کرد .
پل محرابی(زرنج) ، قلعه سام ، مسجد شاه علی ، زیارتگاه ملک سیاه ، شهر
باستانی زرنج ، کاروانسرای رباط شور گز ، منار سکوت(دخمه های زردتشتی) ،
پیشاوران ، مسجد زرنج ، بیمارستان زرنج ، مصلای زرنج ، قلعه فتح ، قلعه گاوک ،
قلعه کوهک و تخته پل از جمله مکانهای دیدنی و تاریخی شهرستان زاهدان به شمار می آیند .
شهرستان زاهدان یکی از شهرهای جدید و تازه تاسیس استان است که قدمت آن
به کمتر از 100 سال می رسد که به علت قرار گرفتن بر سر شاهراه هند ، پاکستان
، بلوچستان ، خراسان و کرمان به سرعت گسترش یافت به طوری که در کمتر از صد
سال جنان پیشرفتی کرد که جزو 10 کلان شهر کشور قرار گرفت . محوطه اسلامی
زاهدان کهنه در 27 کیلومتری جنوب شرقی زابل و در شمال حوزه زهک سیستان
واقع شده است . بقایای این شهر از 5 قسمت مجزا به نامهای قلعه ، ارگ اول ، ارگ
دوم ، شارستان و ربض تشکیل گردیده . غیر از ربض که فاقد حصار است ، هر یک از
دیگر بخش های این محوطه عظیم با حصاری قطور و برج های مستحکم خشتی
محصور شده اند . زاهدان کهنه یکی از بزرگترین شهرهای ایران در سده های میانه
اسلامی است که فقط وسعت مجموعه قلعه ، ارگ و شارستان محصور آن به حدود
325 هکتار می رسد .
زاهدان کهنه یا شهر سیستان بنابر تحقیق آنوبانینی در اوایل قرن پنجم هجری و پس
از آنکه شهر زرنگ اعتبار سیاسی و نقش مرکزی خود را از دست داد بنیاد نهاده شد
و تا زمان حمله تیمور گورکانی در سال 782 هجری بدون وقفه دارالحکومه سیستان
بوده است . نام اصلی این محوطه ی باستانی شهر سیستان بوده و زاهدان نامی
است که بعد از حمله تیمور لنگ به این شهر تاریخی داده شده است . هنگامی که
تیمور لنگ شهر سیستان را که دارالحکومه بوده است ، تصرف کرده مطابق عادت
خویش هنرمندان ، دانشمندان ، صنعتگران ، عرفا و زهاد را از دیگر مردم جدا کرد و
آنها را به جان امان داد مشروط بر آنکه آنها نیز به زادگاه او در سمرقند رفته ، باقی
عمر خود را صرف خدمت به آبادانی آن ناحیه بکنند . در این بین 44 تن از عرفا و زهاد از
این بخشش مشروط تیمور استقبال نکردند و مردن در زادگاه خویش را به رفتن در
سرزمین دشمن ترجیح دادند . تیمور که این جسارت و سرسختی را دید برآشفت و
دستور داد همه آن 44 تن را از دم تیغ گذرانده و در یک گور دسته جمعی دفن کنند .
از آن پس تا کنون مردم این شهر به پاس احترامی که برای آن 44 پیر قایل بودند نام
این شهر که مدفن آن بزرگواران بود ، «زاهدان» گذاشتند .
شهر سیستان یا زاهدان کهنه در مقابل تیمور لنگ سر تسلیم فرود آورد و در حمله
وحشیانه تیمور لنگ در سال 785 هجری تخریب شد .
تیمور در یکی از سبعانه ترین کشتارهای تاریخ دو هزار نفر از مردم سیستان را زنده
زنده درون جرز دیوار گذارد و دیوار را اندود و سپس با حمله شاهرخ تیموری در سال
811 هجری که با خرابی سده های سیستان همراه بود ، به تباهی کشیده شد و از
آن پس شهر سیستان یا زاهدان کهنه برای همیشه در بستر تاریخ خفته ماند .
شهر و بندر زیبای چابهار در جنوب شرق کشور و استان پهناور سیستان بلوچستان
واقع شده است و در حاشه ی دریای نیلگون عمان و اقیانوس هند و دارای بهترین
کرانه های اقیانوسی و بهترین و معتدل ترین آب و هوا در سواحل جنوب کشور است
. این بندر تنها بندر اقیانوسی کشور جمهوری اسلامی ایران است که شاهراه بنادر
جنوبی کشور محسوب میشود و همین امر باعث بوجود آمدن سواحل صخره ای در
بندر چابهار شده است که امواج پس از برخورد با سواخل صخره ای تا 5 متر بالا
میروند و باعث بوجود آمدن طوفان دریایی میشوند که نمونه هین امر طوفان سال
گذشته است که سواحل چابهار را در نوردید . سواحل چابهار سواحل موجودات
گوناگون است نظیر خرچنگها و لاک پشتها که همبازیان موجها و اقیانوسند .
با توجه به محسوس نبودن فصل پاییز و زمستان و سرسبز باقی ماندن درختان در
چهار فصل ، فصول چهار گانه به شکل بهار دیده می شدند که به علت همین امر این
منطقه به چهار بهار معروف گردید که چهار بهار رفته رفته به چابهار تغییر یافت .
این بندر از لحاط عرض جغرافیایی هم عرض بندر میامی آمریکاست و از نظر آب و
هوایی مشابه بندر میامی است .متوسط دمای چابهار 23 درجه و میانگین آن بین 34
و 10.5 درجه در حال تغییر است.
چابهار جنوبی ترین بندر ایران و استان سیستان و بلوچستان است که در فاصله 761
کیلومتری از مرکز استان قرار دارد . این شهر در زمانهای قدیم بندر «تیس» نام
داشته و یکی از مراکز مهم تجاری کرانه های دریای عمان به شمار می آمده است .
آثار باقی مانده بندر تیس در حال حاظر در 9 کیلومتری چابهار کنونی قرار دارند .
از دیگر عواملی که باعث رشد سریع چابهار و تبدیل شدن آن به قطب گردشگری
بلوچستان شده است وجود منطقه آزاد تجاری در این شهر است که باعث ایجاد
شغل و کسب و کار برای هموطنانمان شده است . استفاده درست از توانمندیهای
بندر چابهار باعث شکوفایی استانمان میشود و این به نوبه خود باعث رشد سریع استانمان میشود .
اقتصاد بندر چابهار بر ماهیگیری و مشاغل دریایی تکیه دارد . شهرستان چابهار به
دلیل موقعیت استراتژیکی که دارد باعث شده است تا روزانه هزاران تن کالا از طریق
مرزهای آبی کشور وارد و صادر کند که این حاصل تلاش هموطنان و مسِؤلان زیربط در
استان است .
از دیگر مشاغل پر طرفدار در بندر چابهار میتوان به کشاورزی، دامداری و صنایع دستی
اشاره کرد . در این منطقه هم اکنون به دلیل دسترسی به آبهای جنوبی ایران و
موقعیت خاص منطقه ، بازرگانی مهمترین فعالیت اقتصادی رایج شده است . مرکبات
، زیتون ، موز ، انبه ، خرما ، نیشکر ، صنایع دستی ، ماهی و کالاهای خارجی از
صادرات این منطقه به شمار می رود .
چابهار مهمترین بندر بازرگانی بلوچستان به شمار می رود و به واسطه ی مرکزیت
داشتن و نظر به اینکه چابهار یک منطقه ی آزاد تجاری و صنعتی است ، محل ورود
اجناس خارجی از نقاط مختلف است .
امام زاده غلام رسول ، مقبره شیخ شمیل ، روستای تیس ، جنگل های حرا ، کوه
گل افشان به همراه سواحل زیبا و منطقه آزاد از مهمترین دیدنیهای چابهار به شمار میروند .
یکی از بزرگترین مشکلاتی که در بازدید از نقاط دیدنی این شهرستان برای گردشگران
وجود دارد ، دور بودن نقاط دیدنی از یکدیگر است . کوه گل افشان در فاصله حدود
100 کیلومتری در غرب ، جنگل ها ی حرا در شرقی ترین نقطه شهرستان در خلیج
گواتر و رودخانه سرباز در شمال شهرستان و فاصله ای نسبتا دور قرار دارد . به همین
دلیل ممکن است گردشگران در مدتی کوتاه موفق به دیدن همه آنها نشوند در
صورتی که امکان دیدن همه آثار را ندارید من پیشنهاد میکنم حتما دست کم یک بار از کوه گل فشان دیدن کنید.
خاش امروزی در نزدیکی شهر قدیمی خاش قرار دارد که تاریخ پیدایش آن به پیش از
حکومت نادرشاه افشار می رسد.خاش به دلیل استقرار در حوزه های مرتفع و
نزدیکی به مناطق کوهستانی تفتان نسبت به شهرهای مجاور از آب و هوای بهتری
برخوردار است ، به همین دلیل همواره برای زندگی مورد توجه بوده است. مهمترین
دلیل توجه به خاش در آن دوران که نهایتا به تبدیل آن به یک شهر منجر شد ، ایجاد
قلاع نظامی جهت مبارزه با راهزنان منطقه بوده است که مردم با وجود قلاع نظامی
احساس امنیت بیشتری می کردند و این منطقه را برای سکونت ترجیح میدادند .
پس از قتل نادرشاه افشار ، هیاتی انگلیسی مسؤل ساخت ابنیه ای در منطقه
شدند و این ناحیه به آرامی چهره ی یک شهر را پیدا کرد .
صنعت سوزن دوزی خاص این منطقه بوده و به عنوان مهمترین صنعت دستی منطقه
به شمار می رود . اقتصاد شهرستان خاش همانند دیگر مناطق بلوچستان بر
دامداری و کشاورزی استوار بوده . روغن ، پشم و کرک از صادرات این منطقه به شمار می رود .
شاید جالب ترین چیزی که در این شهرستان نظر شما را به خود جلب کند ؛ وضعیت
پوشش مردم ، به خصوص زنان است . تنوع و زیبایی خیره کننده ای در پوشش زنان
این منطقه و به خصوص این شهر وجود دارد . مردم از سراسر استان به شهر خاش
می آیند تا لباس های بلوچی خود را از شهر خاش تامین کنند که این امر شهر خاش
را به بزرگترین محل خرید و فروش لباس های بلوچی تبدیل کرده است . انواع
مدلهای لباسهای بلوچی در خاش ظهور می کنند و در سراسر استان رایج می شوند باید به دستان هنرمند زنان خاشی افتحار کرد .
شاید در تمام شهر خاش دو نفر را نیابید که لباسهای همرنگ و هم شکل پوشیده
باشند .آنقدر پارچه های رنگی زیبا همراه با پولک و سکه و سوزن دوزی می بینید که مدتها تصاویر آن بر ذهن شما باقی خواهد ماند .
شهرستان نیک شهر در فاصله 597 کیلومتری مرکز استان سیستان و بلوچستان
قرار داشته که از جنوب به چابهار ، از شرق به شهرستان سرباز، از غرب به استان
کرمان و هرمزگان محدود میشود.این شهرستان شامل 5 بخش و 5 دهستان بوده و
فاصله آن تا مرکز کشور 2202 کیلومتر است. شهرستان نیک شهر دارای اقلیمی
گرم و خشک است . میتوان شهرستان نیک شهر را شهرستان مرکبات نامید ، انواع
مرکبات در شهرستان نیک شهر یافت میشود . شهرستان نیک شهر به لحاظ وسعت
سومین شهرستان بلوچستان است که مردم آن بیشتر به گویش بلوچی مکرانی
صحبت میکنند .سرزمین نیک شهر سرزمین مردمان سخت کوش بلوچ است مردمی
که جانشان را میدهند ولی حاضر نیستند فرهنگشان از دست برود . شهر نیک شهر
مرکز شهرستان نیک شهر است که بالغ بر 35 هزار نفر جمعیت دارد . اما شهرستان
خود به 5 بخش تقسیم میشود 1) لاشار:به مرکزیت شهر اسپکه که شمالی ترین
شهر ، شهرستان است از زیبایی های اسپکه میتوان به قلعه اسپکه که جزو آثار
میراث فرهنگی است اشاره کرد و همچنین قنات پر آبی که در طول سال جاری
است . 2)فنوج:به مرکزیت شهر فنوج که حدود 10 هزار نفر جمعیت دارد و از شمال با
شهرستان دلگان و از غرب با استان کرمان همجوار است . فنوج آب و هوایی نسبتا
گرم دارد و به شرایط آب و هوایی نسبت به دیگر مکانهای نیک شهر معتدل تر است .
3)قصرقند:به مرکزیت شهر قصرقند که در شرق شهرستان واقع شده و با
شهرستان سرباز و چابهار هم مرز است. 4)بنت:به مرکزیت شهر بنت . 5)مرکزی:به
مرکزیت شهر نیک شهر . از مهمترین جاذبه های این شهرستان میتوان به درخت
کهنسال انجیر معابد ، قلعه نیک شهر ، قلعه قصرقند ، مسجد عبدالقادر و قلعه فنوج اشاره کرد.
ایرانشهر یکی از قدیمی ترین شهرهای استان سیستان و بلوچستان است که قبلا
«فهره» یا «فهرج» نامیده میشده و در اوستا به نام «پهله» یا «پهره» نام برده شده است .
شهرستان ایرانشهر در مرکز استان پهناور سیستان و بلوچستان قرار دارد که فاصله
اش با مرکز استان 365 کیلومتر است. شهرستان ایرانشهر زاگاه سرداران بلوچ (بامری ، براهویی ، ریگی ،...) است .
ایرانشهر شهر جوانان است و بیشترین درصد جوانان کشور مربوط به شهرستان
ایرانشهر است که این خود می تواند باعث افتحار باشد . ایرانشهر هم همانند دیگر
مناطق بلوچستان زادگاه سوزن دوزی و سکه دوزی بوده که رایج ترین صنایع دستی
مردم هستند . از دیگر صنایع دستی ایرانشهر می توان به قالیبافی ، گلدوزی ، پولک
دوزی ، آیینه دوزی ، سکه دوزی ، بلوردوزی ، دکمه دوزی ، چار بافی ، جواهر سازی ، سنج سازی و خامه دوزی اشاره کرد .
مردم این منطقه تابع دین اسلام و از مذهب اهل تسنن هستند و به زبانهای فارسی و بلوچی سخن می گویند .
از مکان های دیدنی ایرانشهر می توان به قلعه رندان ، قلعه بمپور ، قلعه قدیمی ایرانشهر و ناحیه بمپور اشاره کرد.
ایرانشهر به دلیل داشتن خاک حاصلخیز و زمین های مناسب برای کشتزار و وجود دو
رودخانه بمپور و سرباز ، دارای محصولات کشاورزی گوناگونی است و با وجود وضعیت
نامساعد جغرافیایی ، کشاورزی فعالیت غالب تولیدی در کل شهرستان به حساب
می آید بادهای شدید و باران های سیل آسا (که سبب فرسایش خاک می شود ) و
سنگ های غیر قابل نفوظ کوه های منطقه ، کار کشاورزان زحمتکش را سخت
میکند . با وجود تمام مشکلات کشارزی ، وجود محصولات متنوعی چون گندم ، جو ،
کنجد ، توتون ، تنباکو ، تره بار ، گیاهان علوفه ای ، بنشن ، مرکبات ، خرما ، انار ،
انجیر ، انگور و توت که از محصولات این منطقه هستند ، نشان از سخت کوشی و اراده مردم و غلبه بر طبیعت خشن منطقه دارد .
در این منطقه نیمه کوهستانی دامداری در کنار کشاورزی جریان داشته و به صورت
ییلاق و قشلاق کردن انجام می شود . واحد های بزرگ دامداری در مرکز شهرستان
تاسیس شده که فراورده های لبنی ساکنان منطقه را تامین می کند.
ایرانشهر از شمال به زاهدان ، از غرب به بم و جیرفت ، از خاور به شهرستان زابلی و
سراوان ، از جنوب به نیک شهر و از جنوب شرقی به سرباز محدود شده است .
شهرستان ایرانشهر در 333 کیلومتری جنوب غربی زاهدان و در مسیر راه زاهدان –
چابهار و در ارتفاع 571 متری از سطح دریا قرار دارد . رود بمپور از 8 کیلومتری جنوب
شهر گذشته و پس از طی 130 کیلومتر به هامون جازموریان می رسد .آب و هوای
این شهرستان گرم و خشک بوده و در سرشماری سال 1385 حدود 300 هزار نفر
جمعیت داشته است . ایرانشهر به سه بخش مرکزی ، بمپور و بزمان تقسیم می
شود که بیشترین جمعیت این منطقه را سه طایفه بزرگ بامری ، ریگی و براهویی تشکیل می دهند .
ایرانشهر در زمان حمله اسکندر منطقه ای آباد و سرسبز بوده و مورخین ایرانی
نوشته اند که اگر آب و علف و خرمای «پهرگ»به قشون اسکندر نمی رسید ، هیچ کس زنده نمی ماند .
جدای نکنان مالن هما بروت ترا بهای نکنان!!!
چون همواره مردم غيور بلوچستان ظلم و جور حكام و سلاطين ستمگر زمانه را بر نمي تابيدند و در مقابل آنان قدعلم مي كردند، اين خطه از ايران زمين همواره كانون توجه اربابان قدرت بوده ومدام مورد تاخت و تاز آنان قرار گرفته است كه مردم بي گناه و بي دفاع را به خاك و خون كشيده ودستگاههاي ظلم و جور آنان چيزي جز خرابي و بدبختي براي اين منطقه به ارمغان نداشته اند.

ماركوپولو نيز از بلوچستان با عنوان «كسمكوران» ياد مي كند. اما قرن ها سرزمين كنوني بلوچستان «مكران» ناميده مي شده و جهانگردان عرب نيز از آن به نام مكران ياد كردهاند. در مورد نژاد بلوچ نيز آنچه مورد توافق اكثر نويسندگان و جامعه شناسان است، نژاد آريايي مردم بلوچ است و به سبب موقعيت جغرافيايي منطقه، قوم بلوچ نژاد خود را به خوبي حفظ كرده است. كميسيون ملي يونسكو درباره نژاد بلوچ مي گويد : «بدون شك قوم بلوچ از همين اقوام آريايي جدا شده و پس از گذشتن از مناطق شمالي به جنوب آمده اند و قرابت زبان بلوچي با زبان باستاني مويد اين تصور است».

دكتر ايرج افشار درمورد بلوچستان وتمدن ديرينه آن مي نويسد: «قوم بلوچ ايراني نژاد و همانند كرد، تاجيك شعبه اي از نژاد آريايي هستند».
پروفسور سرهانري راولينسون در تحقيقات خود بلوچ راتيره اي از اقوام آريايي دانسته است. اكثر پژوهشگران ايراني و خارجي معتقدند كه نژاد ايراني خاصه نژاد بلوچ از زيباترين نژادهاست وبه قول اوژن او بن فرانسوي در سلسله جبال غربي و جنوبي كردها، لرها و بلوچ ها از نژاد خالص ايراني مي باشند كه كاملاً دست نخورده مانده اند.
كلنل ديمز از طريق علمي عنوان مي كند كه دانشمندان جمجمه بلوچ را از نوع پهن سران ايراني مي دانند،او ادامه مي دهد اگر خصوصيات مغزي و جسمي بلوچ را در نظر بگيريم بايداو را ايراني نژاد و مانند تاجيكان و ديگر مردمان فلات ايران بدانيم. .

در مورد زبان بلوچي بايد گفت كه ريشه زبان بلوچي تحت عنوان شاخه اي از شعبه فارسي گروه ايراني خانواده زبان هاي هند و اروپايي طبقه بندي شده است.
جان محمد نويسنده بلوچ پاكستاني، بلوچي را شاخه اي فرعي از شاخه فارسي زبان هاي ايراني ميداند. با اين حال بلوچي با فارسي كهن پيش از اسلام ( پهلوي، اوستايي، مادي) رايج در دوران مادها، هخامنشيان و ساسانيان نزديكي بيشتري دارد، به همين دليل در زبان بلوچي مي توان واژه هاي فارسي كهن بيشتري پيدا كرد تا در زبان فارسي كنوني.
امير توكل كامبوزيا محقق كرد تبار ايراني نوشته است: «اگر شما فرهنگ زبان پهلوي را در مقابل يك فرد بلوچ بگشاييد و لغاتي از هر صفحه آن پيدا كرده و به او بگوييد، او خواهد گفت: آقا زبان پهلوي يعني زبان بلوچي».

دكتر حسين بر مي نويسد: «زبان بلوچي تا قرن نوزدهم ويژگي هاي خاص خود را به صورت زبان گفتاري حفظ كرد، دراين دوران افسران و دانشمندان حكومت استعماري انگليس براي اولين بار دستور زبان بلوچي را تدوين ويك فرهنگ لغت ومجموعه اي از ادبيات و فرهنگ عامه را گرد آوري كردند.
آثار موكلر، ديمز، گيلبرستون، پيرس، ليچ وديگران اولين مطالعات سيستماتيك درباره زبان وادبيات بلوچي بود.
وشين وطن مئي مكران
وشين وطن مئي مكران
دائم ببات ئي كامران
ابادء سبزء ميزران
هر وهد تئي نام كران
تئي بوجو مسكء بيت زران
تئي دلجمين كتء كران
سيه بندء سبزين تيهران
كب جننت كون جمبران
تئي سرشمء درنكء دران
درء صيادي سنكران
تئي كلكء تئي ابسران
سبزين كونك كون زامران
وشبو ترا نت از زعفران
كولك كون شير كمبين تران
كوردب كون دازء كيلران
تئي كوجكء تئي كهجران
دانيج كون شمشء كلبران
اشكان مشيرء بمبران
زرد بل كون زردين كمبران
كرنجين بج انت جو تبران
دولك كون زهمء اسبران
سولين كهير كون شنكران
جكرء كليرء كونران
شيرين ترانت از شكران
كيلك جو نيلين خيبران
كواش جو كيابين كور سران
ول كون شكر تامين بران
برما ماشء كون باجران
جدينتء ساننت لاغران
كورم كون بكء باهران
كرباس كون سباهين سهران